مير تقي الدين كاشاني

287

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

مُردم از عشقت به سوى من نگاهى كن ، ببين * مىتوان از يك نظر دانست حال مُرده « 1 » را * * * به جانم « 2 » آتشى افتاده از شمعى و مىسوزم * ز من مىبايدت اى همنشين كرد احتراز امشب * * * به حال مرگ در كُنج فراق افتاده‌ام بىكس * كسى كو تا به حال من بگريد زارزار امشب * * * جهان روشن ز « 3 » ماه عالم‌افروز من است امشب * جدا ز آن ماه سوزم بر جهانى روشن است امشب دلا ديدى به آن بىباك عاشق‌كش چه‌ها گفتى * مرا گر مىكشد ، خون منت بر گردن است امشب * * * نهاد اى دل قدم در كلبه‌ام آن سرو ناز امشب * نثار مقدمش كن جان به صد عجز و نياز امشب شب وصل است مىخواهم كه جان در پاى او بازم * ز عشق او چو شمعم سربه‌سر سوز و گداز امشب ترا اى هاشمى كم ظرف مىيابم مخور مى پر * كه خواهى كرد در جام دگر افشاى راز امشب * * * شود گر مجلس‌افروزم رخ آن آفتاب امشب * جهانى را چو ذرّه آورم در اضطراب امشب غمى دارم كه هشيارى است سمّ قاتل اى ساقى * كرم فرما و مدهوشم كن از جام شراب امشب

--> ( 1 ) . اصل : مرد . ( 2 ) . اصل : به خاكم . ( 3 ) . اصل : - ز .